بدان محسوس است ، و از اكثر ادلّهء آن مىتوان آگاه شد ، و نيز بر خلاف دانش تعبير خواب است كه اگر چه اين علم بر اساس حدس و تخمين مىباشد ، ليكن جزئى از چهل و شش جزء نبوّت است ، و خطرى در آن نيست . » مىگويم : برخى از دانشمندان « 12 » ما علّت ديگرى براى منع از آموختن علم نجوم ذكر كردهاند ، و آن اين است كه احكام نجوم خبر دادن از امورى است كه در آينده واقع خواهد شد ، و چنين مىنمايد كه منجّم به امور غيبى آگاه است ، و بيشتر مردم عامى و زنان و كودكان نمىتوانند ميان اخبار منجّمان و علم غيب و اخبار آن ، تميز دهند . بنابراين فرا گرفتن اين احكام و رأى دادن بر طبق آنها مايهء گمراهى مردم و سست شدن اعتقاد آنها دربارهء معجزات مىباشد ، زيرا برخى از اين احكام خبر دادن از كاينات و مقدّرات است ؛ همچنين موجب سستى اعتقاد مردم نسبت به عظمت پروردگار است ، و آنها را در عموم مصداق قول خداوند متعال وارد مىكند كه فرموده :
قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ
« 13 » و نيز :
وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ
، « 14 » و نيز :
إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْأَرْحامِ وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ ما ذا تَكْسِبُ غَداً وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ
. « 15 » از اين رو هنگامى كه منجّم حكم مىكند در فلان وقت فلان امر براى او روى مىدهد در واقع ادّعا كرده است كه مىداند فردا چه خواهد شد ، و در كدام سرزمين خواهد مرد ، و اين ادّعا دقيقا تكذيب قرآن است . همين امر نيز علّت تحريم كهانت و سحر و جادوگرى و امثال اينهاست ، و امير مؤمنان ( ع ) در سخنان خود كه پيش از اين ذكر شد به آنها
هامش
( 12 ) منظور او كمال الدّين بن ميثم بن على بن ميثم بحرانى است كه اين مطلب را در شرح خطبهء 77 كتاب نهج البلاغه ذكر كرده است .
( 13 ) نمل / 65 : بگو كسانى كه در آسمانها و زمين هستند از غيب آگاهى ندارند جز خدا .
( 14 ) انعام / 59 : كليدهاى عيب تنها نزد اوست و جز او كسى آنها را نمىداند .
( 15 ) لقمان / 34 : آگاهى از زمان قيام قيامت مخصوص خداست ، و اوست كه باران را نازل مىكند و آنچه در رحم مادران است مىداند و هيچ كس نمىداند فردا چه مىكند و در چه سرزمينى مىميرد .