مىوزند گمان مىكند كشتى او سالم خواهد ماند ، امّا بادها اسبابى پنهانى دارند كه او از آنها آگاه نيست ، لذا ممكن است گاهى در حدس خود صائب ، و زمانى در خطا باشد . به همين سبب انسانى كه در ايمان خود قوى است نيز از دانستن نجوم منع مىشود . » مىگويم : آنچه مؤيّد گفتههاى غزّالى است ، روايتى است از امام صادق ( ع ) كه دربارهء اين علم فرموده است : « به بسيار آن دسترسى نيست ، و اندك آن سودى ندارد . » « 9 » و نيز فرموده است : « تنها خاندانى از عرب و خانوادهاى از هند به نجوم آگاهى دارند . » « 10 » غزّالى مىگويد :
« سوّم - اين كه در نجوم فايدهاى نيست ، و پرداختن به آن دست كم اشتغال به كار زائد و بيهودهاىست و بىآن كه فايدهاى داشته باشد موجب ضايع ساختن عمرى است كه گرانبهاترين سرمايهء انسان است ، و اين خود زيان و خسرانى بزرگ مىباشد . پيامبر ( ص ) از كنار مردى كه مردم دور او گرد آمده بودند ، عبور كردند . آن حضرت فرمود : اين كيست ؟ عرض كردند : مردى بسيار داناست ؛ فرمود : به چه چيز داناست ؟ گفتند : به شعر و نسب اعراب ؛ فرمود : اين دانشى است كه سودى ندارد ، و ندانستن آن زيانى نمىرساند ، و سپس فرمود :
« علم يا آيهء محكمه و يا سنّت قائمه و يا فريضهء عادله است . » « 11 » « بنابراين پرداختن به علم نجوم و امثال آن وارد شدن در وادى خطر ، و ارتكاب جهالتى است كه بر آن هيچ سودى مترتب نيست ، زيرا آنچه مقدّر گشته ، شدنى است و احتراز از آن غير ممكن است ، بر خلاف دانش پزشكى كه نياز
هامش
( 9 ) كافى ، ج 8 ، ص 195 ، در حديثى طولانى از عبد الرّحمان بن سيابه .
( 10 ) كافى ، ج 8 ، ص 331 .
( 11 ) كافى ، ج 1 ، ص 32 ، بازيادهاى ؛ امالى ، صدوق ؛ بحار ، ج 1 ، ص 211 ، به نقل از امالى صدوق و سرائر ؛ العلم ، ابن عبد البرّ ، المختصر ، ص 107 .