وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ
« 3 » ، و قسم ديگر احكام است و حاصلش اين است كه از طريق اسباب بر حوادث آينده استدلال مىكنند ، و كار آنها مانند كار پزشك است كه حركت نبض را دليل بيمارى مىداند كه به زودى بروز خواهد كرد . اين دانش در واقع عبارت از علم به طرق اجراى سنّتهاى الهى و روشهاى او در ميان آفريدگان است ، ليكن در شرع اين دانش نكوهيده است . پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « چون از قضا و قدر ، و نجوم سخن به ميان آيد خاموشى گزينيد . » « 4 » ، و فرموده است : « پس از خود از امّتم از سه چيز بيمناكم : ستم زمامداران ، ايمان به ستارگان و انكار تقدير . » « 5 » مىگويم : از طريق خاصّه از امير مؤمنان ( ع ) روايت شده كه هنگام عزيمت براى جنگ با خوارج در پاسخ يكى از اصحابش كه عرض كرد : اى امير مؤمنان ! من با استفاده از اطلاعاتى كه از طريق علم نجوم به دست آوردهام بيم دارم كه اگر در اين وقت رهسپار شوى به مراد خود دست نيابى . فرمود : « آيا گمان مىكنى تو به زمانى هدايت مىكنى كه هر كس در آن سفر كند بلا و بدى از او دور مىشود ، و از ساعتى برحذر مىدارى كه هر كه در آن كوچ كند زيان و سختى او را فرا مىگيرد ؟ هر كس اين گفتار تو را باور كند قرآن را دروغ پنداشته و در رسيدن به آنچه دوست مىدارد ، و دفع آنچه مكروه اوست از كمك خواستن از خداوند بىنيازى نشان داده است ، سزاوار گفتارت اين است كه هر كس به گفتهات رفتار كند تو را حمد و سپاس گويد نه خداوند را ، زيرا گمان دارى كه تو او را به زمانى راهنمايى كردهاى كه در آن سود به دست آورده ، و از ضرر ايمن گشته است . سپس آن حضرت رو به مردم كرده فرمود : اى مردم ! از آموختن
هامش
( 3 ) يس / 39 : و براى ماه منزلگاههايى قرار داديم تا سرانجام به صورت شاخهء كهنه ( قوسى شكل و زرد رنگ ) خرما درآيد .
( 4 ) المسند الكبير ، طبرانى ، از حديث ابن مسعود ؛ الكامل ، ابن عدّى ، به نقل از او و ثوبان ؛ الجامع الصغير ، باب الف ؛ العلم ، ابن عبد البرّ ؛ المختصر ، ص 117 .
( 5 ) العلم ، ابن عبد البرّ ؛ المختصر ، ص 117 .