بيان كرده كه سحر سبب جدايى زن از شوى است ، و براى پيامبر خدا ( ص ) جادو كردند ، و آن حضرت به سبب آن بيمار شد ، تا آنگاه كه جبرئيل او را از آن خبر داد « 1 » ، و آن جادو را از زير سنگى كه در ته چاهى بود بيرون آوردند . اين دانش از علم به خواصّ جواهر ، و حساب مطالع ستارگان به دست مىآيد .
جادوگر از آن جواهر هيكلى به صورت شخص جادو شده درست مىكند ، و براى آن در مطالع ستارگان وقتى مخصوص را انتظار مىكشد ، و مقارن با آن واژههاى كفر و ناسزا به شرع بر زبان مىآورند ، و اينها را وسيلهء توسّل به شياطين قرار مىدهند ، و از مجموع اين كارها حالات شگفتى در كسى كه جادو شده پديد مىآيد . دانستن اين اسباب از حيث اين كه علم است مذموم نيست ، ليكن جادو جز براى زيان رسانيدن به خلق كارآيى و شايستگى ندارد ، و آنچه سبب زيان و وسيلهء شرّ است ناگزير زشت و بد مىباشد ، و همين امر است كه مايه نكوهيدگى اين دانش است . چنان كه اگر ستمگرى مؤمنى را دنبال كند تا او را بكشد ، و او در محلّى مستحكم پنهان شده باشد ، چنانچه آن ستمگر از محلّ او بپرسد آگاه كردن او جايز نيست ، بلكه دروغ در اين جا واجب است ، اگر چه ذكر محلّ او ارشاد غير ، و افادهء علم به ماهيّت و واقع آن است ، ليكن مذموم است ، زيرا به ضرر و زيان منجر مىشود .
2 - اين كه علم مورد نظر غالبا موجب ضرر براى صاحبش باشد ، مانند دانش ستارهشناسى ، كه آن ذاتا براى او مذموم نيست ، زيرا اين دانش دو قسم است : يك قسم حساب است ، و قرآن گوياست كه گردش ستارگان حساب شده است و فرموده است :
الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ
« 2 » و نيز :
هامش
( 1 ) در نزد شيعهء اماميّه مشهور است كه سحر در پيامبران ( ع ) كارگر نيست ، زيرا سحر عملى شيطانى است و شيطان در پيامبران راه ندارد ، خداوند فرموده است :إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ *.
( 2 ) رحمان / 5 : خورشيد و ماه بر طبق حساب منظمّى مىگردند .