يكى پس از ديگرى جانشين پيامبر خود قرار داده است در ميان آنان بودند .
در وصيّت پيامبر خدا ( ص ) به سران عرب در حجّة الوداع ضمن خطبهاى در غدير خم ، با حضور هفتاد هزار تن از مسلمانان - به تعداد قوم موسى ( ع ) به هنگامى كه هارون را ميان آنان جانشين خود كرد ، و به ميقات پروردگارش رفت ، و آنان گوساله را به خدايى گرفتند ، طىّ سخنانى فرمود : « اى گروههاى مردم ! همان گونه كه خداوند فرمان داده است نماز را بر پا داريد ، و زكات را پرداخت كنيد ، اگر روزگار بر شما به درازا كشيد ، و كوتاهى يا فراموش كرديد ، على ولىّ و سرپرست شما و بيان كننده ( احكام الهى ) براى شماست ، همان كسى كه خداوند او را پس از من منصوب كرده ، و او را از سرشت من آفريده است . او شما را از آنچه مىپرسيد خبر خواهد داد ، و آنچه را نمىدانيد برايتان بيان خواهد كرد ، آگاه باشيد حلال و حرام بيش از آن است كه آنها را بشمارم و معرّفى كنم از اين رو در يك كلام به حلال امر و از حرام نهى مىكنم .
مأمورم از شما بيعت بگيرم ، و معامله به سود شماست ، كه آنچه را از جانب خداوند دربارهء على امير مؤمنان و امامان پس از او آوردهام بپذيريد ؛ امامانى كه از من و على مىباشند گروهى بر پا دارندهء حقّند ، و از جملهء آنها مهدى است تا روزى كه قيامت بر پا شود ؛ او بحقّ داورى مىكند . اى گروههاى مردم ! هر حلالى كه شما را به آن دلالت ، و هر حرامى كه شما را از آن نهى كردهام ، من از آن بازنگشتهام ، و چيزى را تغيير ندادهام ، هان آنها را به ياد آوريد و حفظ كنيد ، و به يكديگر سفارش كنيد ، و چيزى را دگرگون نسازيد . » اين حديث طولانى است « 17 » ، و در آن مطالب ديگرى از اين قبيل است . امّا آنان اين سفارش را كتمان كردند ، و تبديل و تغيير دادند ، خود گمراه شدند ، و ديگران را نيز گمراه كردند . پيامبر خدا ( ص ) بنابر آنچه خود آنان در كتابهايشان روايت كردهاند از اين حوادث خبر داده و فرموده است : « جمعى از
هامش
( 17 ) قسمتى از خطبهء پيامبر ( ص ) در حجّة الوداع است كه گروهى از محدّثان آن را نقل كردهاند ، از جمله ابو على محمّد بن احمد بن على فتال نيشابورى در الرّوضة ، ص 119 .