و دانش را از چه كسانى فرا گيرد ، ناگزير به گروههايى مجادلهگر و هواپرست رو آورد ؛ گروههايى نادان و شكّاك ، و پنداشت كه آنان دانايان و عالمانند .
آنها با آراى خود آن نسل را فريب مىدادند ، زيرا همهء احاديثى كه اين هواپرستان و بدعتگذاران دربارهء حلال و حرام و واجبات و احكام از پيامبر خدا ( ص ) در دست داشتند ، بنا بر آنچه گفتهاند « 9 » از چهار هزار تجاوز نمىكرد ، و اين مقدار حديث براى آنها كافى نبود . از اين رو هر زمان حادثهاى روى مىداد ، كه در برخورد با آن روايتى نداشتند ، بر اساس اصول و قواعد مستند بر احاديثى كه از ساختهها و افتراهاى رهبران و رؤساى آنهاست به استنباط حكم و صدور رأى مىپرداختند . ( مثلا ) براى اين كه آراى فاسد خود را رواج دهند ، اين روايت را جعل كردند كه پيامبر خدا ( ص ) به معاذ بن جبل به هنگامى كه او را روانهء يمن ساخت ، فرموده است : « به چه چيزى داورى مىكنى ، پاسخ داد :
به كتاب خدا ، پيامبر ( ص ) فرمود : دربارهء آنچه در كتاب نباشد ؟ گفت به سنّت ، فرمود : نسبت به آنچه در سنّت نباشد ، گفت : با اجتهاد به رأى خودم داورى مىكنم ، فرمود : سپاس ويژه خداوندى است كه فرستاده فرستادهاش را فقيه گردانيده است » « 10 » اين روايت را قرآن ضمن بسيارى از آيات تكذيب مىكند ، از جملهء آنهاست :
وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ
« 11 » و :
إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ *
« 12 » ، و :
إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً *
« 13 » و :
وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ *
« 14 » و :
أَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ
« 15 » و :
هامش
( 9 ) منهاج السّنة ، ابن تيميّه ، ج 4 ، ص 59 .
( 10 ) العلم ، ابن عبد البرّ ؛ المختصر ، ص 126 .
( 11 ) اسراء / 36 : آنچه را نمىدانى پيروى مكن .
( 12 ) انعام / 116 : . . . تنها از گمان پيروى مىكنند .
( 13 ) يونس / 36 : گمان ( انسان را ) از حق بىنياز نمىكند .
( 14 ) بقره / 169 : . . . و اين كه آنچه را نمىدانيد درباره خدا بگوئيد .
( 15 ) مائده / 49 : و بايد در ميان آنها برابر آنچه خداوند نازل كرده حكم كنى ، و از هوسهاى آنان پيروى مكن .