چهارم سياست است كه براى ايجاد الفت در اجتماع و كمك در فراهم آوردن وسايل معيشت و نظم امور به كار گرفته مىشود .
2 - يا كارهايى است كه در خدمت صنايع مذكور و آماده كنندهء آنهاست مانند آهنگرى كه با تهيّهء آلات و ادوات مورد لزوم در خدمت كشاورزى و بخشى از صنايع است ، و همچون پنبهزنى و ريسندگى كه به بافندگى خدمت مىكند ، و موادّ آن را فراهم مىسازد .
3 - يا كارهايى است كه اعمال اصولى را كامل و آراسته مىكند مانند آسيابانى و نانوايى نسبت به برزگرى ، و گازرى و دوزندگى نسبت به بافندگى .
« نسبت اين امور به آنچه مايهء قوام جهان هستى است مانند نسبت اعضاى بدن به تن آدمى است ، چه اجزاى تن سه گونه است : يا اعضاى اصلى و عمدهاند ، مانند دل ، جگر و مغز ، و يا كارگزار آنهايند مانند معده ، رگها ، شريانها ، اعصاب و رودهها و يا مكمّل و زينتبخش آن دو مىباشند ، مانند ناخنها ، انگشتها و ابروها .
« شريفترين اين امور آنهايى است كه اساس و پايههاى اصلى زندگى آدمى را تشكيل مىدهند ، و از ميان آنها سياست كه مايهء ايجاد الفت و وسيلهء اصلاح امور زندگانى مىباشد از همه شريفتر و برتر است ، از اين رو لازمه تصدّى امر سياست داشتن كمالاتى است كه وجود آن در ديگر مشاغل شرط و ضرورى نيست ، چه كسى كه عهدهدار اين امر است خواه و ناخواه ديگر صاحبان صنايع و مشاغل را به كار مىگيرد . امّا سياستى كه در جهت اصلاح امور مردم ، و ارشاد آنها به راه راست است ، و مايهء رستگارى انسان در دنيا و آخرت مىباشد چهار مرتبه دارد :
مرتبهء اوّل - كه عالىترين آنها مىباشد سياست پيامبران است كه احكام آنها بر خواصّ و عوام ، و در ظاهر و باطن لازم الاجر است .
مرتبهء دوّم - سياست خلفا و پادشاهان است كه فرمان آنها بر خواصّ و عوام است ، و در ظاهر اجرا مىشود نه در باطن .
مرتبهء سوّم - سياست آن دسته از عالمان است كه به خداى عزّ و جلّ و آيين او عالم و آگاه ، و وارث پيامبران مىباشند ، حكم آنها تنها نسبت به باطن خواصّ
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 111
مساهمون: الفيض الكاشاني
ص١١١