تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق محتشمى ( فارسى ) — صفحة ديباچه 10

مساهمون:

صديباچه ١٠
بلكه طوسى با فخر الدين ابو الحسن الحسين قاينى نقاش كاتب در آنجا بوده و شايد هم برضاى خود در آنجا رفته بود « 1 » تا از گزند اشعريان در امان باشد . بارى طوسى در اين مدت كه در دژهاى باطنيان بسر ميبرد آيا از ته دل بآئين آنها گرويده بود يا اينكه برسم اماميان تقيه ميكرده و آنچه نوشته است باجبار بوده است خداى ميداند همين اندازه ميدانيم كه او در آن زمان مانند يك دانشمند باطنى اسماعيلى كار علمى كرده و پس از 654 هم بآئين شيعى امامى درست خدمت نموده و كلام شيعى اثنا عشرى را سروسامانى داده بلكه در تجريد ( ص 246 شرح حلى ) اصل تعليم را انكار كرده با اينكه در شرح محصل در اعتراضات وارد بر اين اصل خدشه نموده است . طوسى در رسالهء فصول عصمت را تنها در دوازده امام پذيرفته و آنها را راهنماى مردم دانسته و غيبت را درست مانند سخنان خود در تجريد توجيه كرده و امامان را مانند اسماعيليان در تعليم امت ناگزير پنداشته است ( ص 38 - 40 ) او در رسالهء امامت سبعيان را از ملت اسلام بيرون ساخته و ميگويد كه آنها بخرافات فيلسوفان ميگرايند و روا ميدارند كه امام هر كار زشتى را بكند ( ص 24 ) در قواعد العقايد او عقايد اسماعيليان را مانند نويسندگان ملل و نحل اسلامى نقل كرده و پيداستكه ارادتى به اين آيين ندارد ، در اين كتاب استكه او از انقراض آنها ياد نمود ( ص 79 - 81 ) طوسى در مصارع المصارع از تاج الدين شهرستانه كه در سير و سلوك ( ص 38 ) او را استاد دايى پدر خود خوانده و داعى الدعاة ناميده خورده‌ها گرفته و او را از اينكه باطنى است نكوهشها كرده است .
هامش
( 1 ) - ياد نامه ص 88 - 93