تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق محتشمى ( فارسى ) — صفحة ديباچه 9

مساهمون:

صديباچه ٩
( ص 38 ) و خود او سپس در سلك آنها درآمده و آئين و پندار آنها را مانا پذيرفته است . پس هيچ دور نيست كه مطلوب المومنين و روضة التسليم هم از خود خواجه باشد و او اينها را در آغاز كار و بسبك ساده و روشن آن هم براى دعوت مستجيبان نه براى خواص ساخته باشد . اگر هم سير و سلوك را از خواجه ندانيم خود اخلاق ناصرى و رسالهء جبر و قدر كه در آن از « فصول مقدس على ذكره السلام » ياد شده و آغاز و انجام و اخلاق محتشمى و ترجمهء ادب وجيز به خوبى مىرساند كه خواجه در اين مدت دستخوش تحولى فكرى شده بود ، و دور هم نيست چه او نزديك بسى سالگى يا اندكى كمتر يا بيشتر دچار باطنيان شده و در اصول شيعى امامى هم بويژه عصمت و اصل تعليم و قاعدهء تسليم كه از نشانه‌هاى آئين شيعى است و در كافى و كتب ديگر به آنها برميخوريم و روش تأويل باطنى كه در بصائر صفار و مرآة الانوار و مشكوة الاسرار ابو الحسن شريف عاملى مىبينيم بسيار بآئين اسماعيلى نزديك بوده است بخصوص اينكه او فلسفه آموخته بود و با رأى افضل الدين كاشانى كه شايد خود از اهل تاويل اسماعيلى يا باطنى صوفى بوده آشنايى داشته است و او بود كه مدارج الكمال الى معارج الوصال كاشانى را خوانده و دو بيتى در ستايش آن بر نسخه‌اى از اين كتاب نوشته بود « 1 » ، و آئين اسمعيلى هم با فلسفه آميختگى داشته است . پس هيچ دور نمىنمايد كه طوسى به اين آئين روى خوشى نشان داده باشد . آن هم خواجه بدربار باطنيان آنگاه رفته بود كه آنها در سياست دينى تجديد كردند و خود را متعبد و پابند مناسك مرسوم نشان دادند و در ماه رمضان نماز تراويح خواندند و مادر جلال الدين هم به حج رفته بود .
هامش
( 1 ) - سير و سلوك ص 38 - ياد نامهء خواجه نصير الدين طوسى چاپ دانشگاه ص 91