اسماعيليه است و حسن بن محمد بن بزرگ اميد معروف به « على ذكره السلام » بود و رشيد الدين فضل اللّه در جامع التواريخ ( ص 168 ) گويد :
شهرت ابن حسن به على ذكره السلام بودى . بيت :
غم را كجا وجود بماند چو ما بريم * نام محمد بن على ذكره السلام
و اصل ايراد اين لقب بر آن شخصى اول دعائى بوده است كه بايام او بهم ميگفتهاند ، بعد از آن لقبى مشهور شده .
سيد سهراب ولى بدخشانى در كتاب سى و شش صحيفه ( ص 55 ) گويد :
بتوفيق صاحب زمان و نگهبان جهان لذكره السجود و الايقان .
ص 1 عموم رفيقان طالب را حاضر و غايب شامل باشد .
رفيقان نيز بر فدائيان اسماعيلى اطلاق ميشد . حسن صباح گويد : در زى رفيقان شخصى اميره ضراب نام ديدم بر عقيدت خلفاى مصر ( جامع التواريخ ص 97 ) .
ص 1 ، و در كتب اهل دعوت مىبينى .
يكى از نامهائى كه اسماعيليان بر خود نهاده بودند « اهل دعوت » و « اصحاب دعوت » بوده است . قلقشندى در كتاب صبح الاعشى ( جلد 13 صفحهء 238 ) گويد آنان خود را اصحاب الدعوة الهادية خواندهاند زيرا اسماعيل خود را صاحب الدعوة الهادية مىخواند .
ص 59 و مستجيبان دعوت را مىفرمايد .
مستجيب يكى از مراحل دعوت در نزد اسماعيليان بوده است . ناصر و خسرو در جامع الحكمتين ( ص 110 ) گويد :
« مردم را اندر مراتب دعوت نيز هفت منزلت است از رسول و وصى و امام و حجت و داعى و مأذون و مستجيب » .
در اين كتاب برخى شخصيتهاى اسماعيلى نيز ستوده شدهاند چنان كه در ص 208 گويد :
در صفت شيخ عبد الملك عطاش فرموده است كه او از همهء نقصانها عارى است بجز نقصان درويشى كه بر درويش و توانگر دين و يقين از هيچ عار نبوده از درويشى .
و اين عطاش را عبد الجليل قزوينى رازى در كتاب النقض ( ص 91 ) يكى از پنج نفر مىشمارد كه اساس الحاد را در عراق و خراسان نهادهاند .
مضامينى كه در احاديث و سخنان حكماء در اين كتاب آمده بيشتر آن در كتب نظم و نثر فارسى مورد آشنايى ايرانيان مىباشد و مصحح محترم هم هنگام نقل آنها بيشتر اوقات بكتبى مانند السعادة و الاسعاد عامرى و الحكمة الخالدة ابن مسكويه و اخلاق ناصرى خواجه و نهج - البلاغه حضرت امير ( ع ) و صحيفهء سيد سجاد ( ع ) و احياء العلوم غزالى و غرر و درر آمدى ارجاع