تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق محتشمى ( فارسى ) — صفحة ديباچهء چاپ دوم 39

مساهمون:

صديباچهء چاپ دوم ٣٩
آقاى محمد تقى دانش پژوه كه از مدرسان دانشكدهء علوم معقول و منقول هستند از فضلاى معدودى بشمار مىآيند كه در امر كتابشناسى و نسخه‌شناسى مهارت و استادى دارند و با كوشش و زحمات شبانروزى خود نتيجهء معلومات و تخصص خود را در اختيار اهل فضل و دانش مىگذارند . اخلاق محتشمى شامل چهل باب است كه دربارهء مطالب دينى و اخلاقى نوشته شده و پند و اندرز و سخنان حكيمانه و امثال و تمثيلات فراوان در آن به چشم مىخورد و جنبهء عملى آن از جنبهء نظريش افزون است . و يكدوره اخلاق اسلامى كه رنگ تشيع دارد از آن آشكار و هويداست . مؤلف در هر بابى نخست آيات قرآن و سپس اخبار و احاديث پيغمبر و امامان و بعد سخنان حكماء و دعاة را مىآورد و پس از نقل جملهء عربى آن را به فارسى ساده و روان ترجمه مىكند . بطوريكه از مقدمهء اين كتاب برمىآيد خواجه ناصر الدين عبد الرحيم بن ابى منصور محتشم قهستانى متوفى 655 مىخواسته خود تأليف كند ولى ازدحام اشغال مملكت او را از اين منظور بازميداشته ناچار به خواجهء طوسى دستور داده كه امالى او را با سخنان اهل دعوت بياميزد و سپس از نظر او بگذراند تا از سواد به بياض گرفته شود . قهستان يكى از مراكز مهم اسماعيليان بود و خواجهء طوسى مدتى در دژهاى آن ميزيست و بيشتر همت خود را به تأليف كتب مقصور ميداشت و كتب خود را بنام رهبران آن مذهب مىكرد . در اين كتاب به اصطلاحات و عباراتى كه خاص اسماعيليان است برخورد مىكنيم و براى آنكه خوانندگان اخلاق محتشمى و فضلاء و اهل تحقيق را فايدت افزون گردد برخى از آن‌ها را ذكر مىكنيم : ص 1 اشارات و سجلات موالى ، ص 288 و من سجلاته . اسماعيليان از فرمانها و منشورهاى دينى كه خلفاى فاطمى صادر مىكردند تعبير به سجل مىكردند و برخى ازين سجلات گردآورى شده و اكنون در دسترس است مانند السجلات المستنصرية كه فرمانها و منشورهاى المستنصر باللّه خليفهء فاطمى است كه به داعيان خود فرستاده است اين كتاب در سال 1954 به وسيلهء دكتر عبد المنعم ماجد در مصر بچاپ رسيده است . ص 1 نكت رجال و دعاة ايشان . دعاة جمع داعى است كه يكى از مراتب تبليغ اسماعيلى بوده است . حميد الدين كرمانى در كتاب راحة العقل ( ص 127 ) اين مراتب را بدينگونه ذكر مىكنند : ناطق اساس ، امام ، باب ، حجت ، داعى بلاغ ، داعى مطلق ، داعى محدود ، مأذون مطلق ، مأذون محدود . داعى را مقامى بس شامخ بوده چنان كه ناخسرو گويد :
پيش داعى من امروز چو افسانه‌ست * حكمت ثابت بن قرهء حرانى
آن خداوند كه صد شكر كند قيصر * گر بباب الذهب آردش بدربانى
ص 1 دعوات موالينا لذكرهم السلام . ص 289 و لما امر لذكره السلام برفع تقبيل الارض . جمله‌هاى « لذكره السلام » و « على ذكره السلام » و همچنين « لذكره السجود » از تعبيرات