خلاف اسم .
در حذف الف « ابن »
* فائده :
در نفائس الفنون مذكور است كه الف « ابن » در وقتى كه بين العلمين واقع شود و در غير مثنى و صفت باشد - نه خبر - در كتابت حذف مىشود « هذا زيد بن عمرو » و در غير اين صورت حذف نمىشود مثل « زيد ابن عمرو » كه ابن خبر زيد باشد .
در حذف الف در مواضع مخصوص
فائده :
بدان كه حرفى را كه در حرفى ادغام كنند اگر هر دو از يك كلمه باشند يك حرف بيش ننويسند چون « مد » و « دق » و اگر از دو كلمه باشند هر دو را نويسند چون « اللحم » و « الرجل » كه الف و لام كلمهاى است غير از رجل و لحم پس لام او را نيز نويسند مگر در « الذى » و « التى » و « الذين » كه به جهت عدم انفكاك اينها از الف و لام حكم يك كلمه دارند ، بلى در تثنيه « اللذين » را دو لام نويسند تا فرق ميان تثنيه و جمع باشد و جمع تثنيه « التى » را نيز بر آن حمل كنند .
فائده :
در نفائس الفنون و غيره مذكور است كه در الفاظ عربيت هر ألفى كه در چهارم يا زياده واقع شود به ياء نويسند چون موسى و عيسى مگر ما قبل او يا باشد و علم نباشد كه در اين صورت به الف نويسند و با وجود علميت باز به ياء نويسند چون يحيى ، و چون در اسمى افتد كه واوى باشد چون عصا و دعا به الف نويسند و اگر يائى باشد به ياء نويسند چون رحى و رمى .
« شعر »
يا ذا الذى بصروف الدهر عيَّرنا * هل عانَدَ الدهر إلا من له خطر
أما ترى البحر يعلوفوقه جيف * و يستقر بأقصى قعره الدرر