و در مع الغير خاء مثل « گلدخ » زياد مىشود .
و أما مستقبل علامت كليه آن يا و راء مهمله است بعد از امر حاضر ، پس در غايب مفرد گوئى « گلير » يعنى مىآيد و در غير مفرد « له » بر آن زياد مىشود و مىگويد « گليرله » و در حاضر مفرد « سن » بر آن افزائى و گوئى « گليرسن » و در غير مفرد « سوز » و گوئى « گلير سوز » و در متلكم ميم افزائى و مىگوئى « گليرم » به فتح راء و در معالغير خاء افزائى و گوئى « گليرخ » به ضم راء .
و أما نهى علامت كلّيه آن ميم مفتوحه است كه زياد مىشود بر فعل امر پس در مفرد حاضر گوئى « گلمه » و در غير مفرد بر آن واو و نون افزايند و گويند « گلمون » يعنى نيائيد و در مفرد غايب بر آن « سون » افزايند و گويند « گلمسون » و در غير مفرد « له » بر « گلمسون » افزايند و گويند « گلمسونله » و در متكلم وحده ياء و ميم افزايند و گويند « گليم » و در معالغير ياء و الف و خاء افزايند و گويند « گلمياخ » .
و أما نفى پس علامت كلّيه آن افزودن ميم نفى است بر مستقبل قبل از ياء و راء پس در مفرد غايب « گلمير » و در غير مفرد « گلميرله » و در مفرد حاضر « گلميرسن » و در غير مفرد « گلميرسون » و در متكلم وحده « گلميرم » و در متكلم معالغير « گلميرخ » .
و أما حجد به زيادتى ميم نفى بر ماضى قبل از دال .
و أما استفهام پس مثل ماضى و مستقبل و نفى است و استفهام از قرائن مقام مفهوم مىشود غالباً .
و أما اسم فاعل علامت كليهء آن افزودن نون است با فتح ما قبلش مثل « گلن » .
و أما اسم مفعول پس علامت كليهء آن افزودن شين معجمه است بعد از ميم مكسوره مثل « گلمش » و سائر تصرفّات اسم فاعل و اسم مفعول از ما ذكر مفهوم مىشود .
خزائن ( فارسى ) — صفحة 332
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٣٣٢