يك برج ماده و ليلى .
فائده :
بدان از كواكب هفتگانه چهار نرند زحل ، و مشترى ، و مريخ ، و شمس و دو ماده : زهره و قمر ، و عطارد با نر نر است و با ماده ماده ، و هر كوكب نر نهاريست و هر كوكب ماده ليلى ، و بودن كواكب نهاريه را به روز فوق الأرض و به شب تحت الأرض و ليلية بر عكس حيز آن كوكب خوانند و موجب قوت آن كوكب است خصوص هر گاه كوكب نهارى در برج نهارى و ليلى در برج ليلى باشد .
فائده :
بدان كه از خانهاى دوازده گانه طالع چهار را اوتاد خوانند و آن عاشر و سابع و رابع و أول است ، و چهار را مايل الوتد خوانند و آن چهارى است كه بعد از اوتاد باشد كه دويم و يازدهم و هشتم و پنجم باشد ، و چهار را زايل الوتد خوانند و آن چهارى است كه بعد از اوتاد است و خواهى بگو بعد از مايل اوتادند كه سيم و دوازدهم و نهم و ششم باشد « 1 » .
« لمؤلفه الصفائى »
اى كاش ره نبودى در بوستان خزان را * تا كم شدى تغافل گلهاى بوستان را
با ياد آن ستمگر در گوشهء قفس هست * عيشى مرا كه برده است از يادم آشيان را
هم آستان او سود هم لب مرا بفرسود * از بس كه گاه و بىگاه بوسيدم آستان را
از بوستان برون رو اى باغبان خدا را * تا بلبلان بگويند با گل غم نهان را
يا رب به عندليبان چون بگذرد كه امروز * افتاده طرح الفت گلچين و باغبان را
دارم دلى پر از خون از ديگرى كه نتوان * اظهار آن كنم من نفرين آسمان را
با ضعف و ناتوانى خود را كشم براهش * تا افكنم به پايش اين جسم ناتوان را
چشمت به تيغ ابرو خلقى فكنده بر خاك * دادى چرا به مستى اين تيغ جان ستان را
هر كس به كف متاعى آمد ترا خريدار * مسكين صفائى آمد بر كف گرفته جان را
هامش
( 1 ) - اين چهارخانه را به جهت آن اوتاد گويند كه مدار احكام بر اين چهار خانه است چنان كه بيرجندى در شرح زيج الغ بيك بدان تصريح كرده است .