تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
« وله »
از آن مه شكوهء بسيار دارم * ولى كى جرأت اظهار دارم به او گفتم دلم را باز پس ده * بگفتا من به اين دل كار دارم به جرم دوستى گر مىكشد دوست * گنه كارم من و اقرار دارم چه نازى از نماز و روزه زاهد * گنه زين گونه من بسيار دارم مرا گر بخت در خوابست گو باش * به حمد الله دل بيدار دارم چمنها اگر خزان شد گو خزان شو * ز خون ديده صد گلزار دارم شد از مسجد مرا دل تنگ اكنون * هواى خانه خمار دارم گريزانم از آن از انجمنها * كه در دل خلوتى با يار دارم به مسجد كى دهندم ره صفائى * به كف جام و ببر زنّار دارم

در سعد و نحس كواكب

* فائده : فخر الدين آدم بتّانى در رسالة الكواكب گفته كه هر كوكبى در احتراق منحوس است مگر در حد تصميم ، و تصميم نزد حكماء عبارت است از آن كه گذشتن كوكب بر محاذات جرم آفتاب و آن به طرفين از مركز شمس سى و دو دقيقه است . و هر گاه يكى از كواكب متحيره و ماه را با آفتاب مقارنه افتد و كوكب را عرض نبود و انطباق مركزين شود يا پيش از قرآن بعد ميان آفتاب و كوكب شانزده دقيقه شود يا بعد از انطباق مركزين يا آنگاه كه بُعد آن شانزده دقيقه شود كوكب را صميمى گويند . و مراد از آن سير كوكب است بر فلك خويش بر محاذات جرم آفتاب و هر كوكب كه در اين حالت باشد اصحاب احكام آن را به غايت مسعود دانند و چنين گويند كه :