تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
آشكارا كنم نهان تا چند * دوست مىدارمت به بانگ بلند مشكن اين دل چنانچه عادت تست * كه دلم مخزن محبت تست مرحبا مرحبا نسيم صبا * خبر از دوست چيست باز نما حال ما بين در اين پريشانى * باز گو تا از او چه ميدانى اين چنينم هنوز نگذارد * يا عزيمت بدين طرف دارد هيچش از بىدلان به ياد آيد * يا خود اين سو به دوستى آيد يا رب او تخم مهر ما كارد * يا خود از ما فراغتى دارد خاطرش مايل وفا با ماست * يا دلش را سر جفا با ماست هيچ داند كه حال ما چونست * يا زما خاطرش دگر گونست جز مرادش مرا مرادى نيست * غير از اين خاطرى و يادى نيست از تو دردم چو در نهاد بود * من كيم تا مرا مراد بود
« لمؤلفه »
بختم ار يار شود يار به من يار شود * ورنه جان و دلم اندر سر اين كار شود روز اول دل خود چون پى زلفش ديدم * گفتم اين صيد به اين دام گرفتار شود بخت من خفته و ايدل بود اميد من آن * كه از اين ناله و فرياد تو بيدار شود مىكشى و گنهم نيست به جز عشق چرا * دارد آن كس كه ترا دوست گنه كار شود ساقيا زاهد بيچاره بود مست غرور * بدهش جرعه اى از باده كه هشيار شود بر رخ دل بگشا روزنى از كشور عشق * تا مگر فارغ از اين عالم بيدار شود ستم اندك تو نيست علاج دل ما * چارهء درد دل ما به سردار شود جان هواى سفرى كرده صفائى به خدا * بگذر از هستى خود بلكه سبكبار شود
« فائده »
طلوع برج و ساعاتش مفصل گويم و مجمل * صيا اك اى ال بطب جحبك دزبك هوبل
« 1 »
هامش
( 1 ) - اين بيت گفته محقق طوسى خواجه نصير الدين - قدس سره - است در بيان مقدار ساعات طلوع بروج اثنى