[ تصوير ] پس شاخ اول از طرق يمين از خط اول نشان ابجد ، دويم نشان هوز ، و سيم حطى است ، و شاخ اول طرف يسار نشان كاف كلمن و دويم نشان لام او و سيم نشان ميم است كه مطلوبست ، و همچنين خط دويم و سيم و چهارم ، و على را چنين نويسند :
[ تصوير ] ، و الغ را چنين نويسند : [ تصوير ] و از آن جمله طريق كم صلا است و طريق آن اين است :
كم صلا او حط له در سع شمار * حرف منقوطش به جاى خود گذار « 1 »
پس حروف منقوطه تغييرى ندارد و حروف غير منقوطه مبدل است كاف به ميم و ميم به كاف و صاد بلام الف ، و بر عكس ، و الف به واو و بر عكس ، پس محمد را « كط كر » نويسند و على را « سهى » و باقر « بوقد » و همچنين .
و از آن جمله خار و خسك است و طريقه آن اين است كه :
چهار خط كشند يكى به عرض صفحه و ديگرى به طول آن و دو تاى ديگر به دو قطر آن و هشت زاويه حاصل شود و ابتداى زوايا كه بر فوق خط عرضى كه در طرف يمين است خانه يك است و از سمت فوق دور مىزند تا خانه تحت خط عرضى در طرف يمين خانه هشت است و هر خانه كه مطلوب در آن است نقطه مىگذارند ، پس اگر مطلوب عشرات باشد بر سر خط عرضى در يمين « ه » گردى مىگذارند و در مئات دو سر آن را « ه » مىگذارند و الوف را « غ » نويسند و به جهت نه « ه » بر سر خط طولى فوق مىنهند .
و از آن جمله قلم عدد است و آن به اين نحو است كه به جهت هر حرف دو
هامش
( 1 ) - يعنى حروف غير منقوطه كاف به ميم تبديل مىشود و بالعكس كه « كم » اشاره به آن است وصلا يعنى صاد به لام الف و بالعكس ، و « او » يعنى الف به او و بالعكس ، و « حط » يعنى حاء به طاء و بالعكس ، و « له » يعن لام به هاء و بالعكس ، و « در » يعنى دال به راء و بالعكس ، و « سع » يعنى سين به عين و بالعكس تبديل مىشود ، پس محمد به قاعده كم ميم كاف مىشود و به قاعده حط حاء طاء و باز ميم كاف و به قاعده در دال راء مىشود كه مجموع آن « كط كر » است .