تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
باسم شهاب :
از نيمهء مه ولى تمامش * در شب بطلب نشان نامش
نيمه مه « ه » است و تمام آن « ها » است و چون در شب درآيد شهاب شود . باسم احمد :
صباح مرد چوبى صبر يا بى از غم يار * بنام دوست صبوحى كن و شراب بيار
صباح مرد چو بىصبر شود أحمد شود . باسم قطب :
اشك خونين در گريبان خواستم پنهان كنم * قطره بىره رفت در دامان محبوب او فتاد
چون قطره بىره بر دامان محبوب كه باء است افتد قطب حاصل شود . باسم قاسم :
به طرف رمز شرف هر كه آشنا باشد * ز بسم نام برادر اگر بقا باشد
چون با در بسم قا باشد قاسم مىشود . باسم كمال :
قصر قدرت را شرف هنگام وصف * از كسل گويد سماوين هست عجز
چون كسل « س » ما گفته شود كمال شود . باسم هاشم :
دوشيزه لبم چو درّ نامت مىسفت * چشم تو چها كرد لب يارم گفت
چون چشم « چ » ها كند هاشم مىشود . باسم خضر :
خرابى را گرت باشد ضرورت * ورت نبود ز بهر نام كن ياد
چون خرابى « را » شود و در ضرورت « ورت » نبود خضر حاصل شود و هو المطلوب .
خزائن ( فارسى ) — صفحة 222 | حسن حسن زاده آملى / المحقق النراقي