تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
يعنى در حمل لام كه علامت كيوان است رفت و زهره به جاى او آمد و ره آن رفت . باسم لقمان :
هر كه او نقش دهانش در نيافت * گرچه ذوالنون است صاحب كشف نيست
دهان فم است و نقش آن قم چون در نه يعنى لايافت شود و ذوالنون شود لقمان شود . باسم عمر :
آنچه از چشم و زلف مشهور است * عين مضموم لام مكسور است
لام مكسور به معنى « مر » است . باسم منصور :
مستور بود نامش و نص مىكند رقيب * از بهر كشف رمز شمار جهات را
شمار جهان ست است چون ست مستور نص شود منصور شود . باسم شمس :
اگر كسى درج آسمان شمار كند * شوند متحد اندر ميان علويين
درج آسمان شش است و علويين كه « ل » و « ى » باشد چون متحد شوند ميم شود . باسم سليمان :
سى درسى و پنج در ده را * در ميان با يكى يكى است بدان
مراد از سى درسى لام در لفظ سى است ، و پنج در ده نوين است ، و مراد از يك يكى چهل است كه ميم باشد و از ديگرى ألف است . باسم على :
نام پرسيدم از بت رعنا * كرد اشارت به چشم و گفت مرا
عين از چشم بر مىآيد ولى از مرا .