تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
چون كه مرا زين همه دشمن نهند * تهمت اين حادثه بر من نهند نزد پدر رفت و خبردار كرد * تا پدرش چاره اين كار كرد دشمن دانا كه غم جان بود * بهتر از آن دوست كه نادان بود
« سليمان »
اگر بودى فلك را اختيارى * گرفتى يك زمان بر جا قرارى ز ما صد بار سرگردان تراست او * ز ما در كار خود حيران‌تر است او
« خاقانى »
روزم به نيابت شب آمد * جانم به زيارت لب آمد از بس كه شنيد يارب امشب * از يارب من به يارب آمد همسايه شنيد آه من گفت * خاقانى را دگر شب آمد
« وله »
تصحيف برادر پدر دارم من * تا بر رخ تو برادر مادر تست
« 1 »
هامش
( 1 ) - برادر پدر به عربى عم است و تصحيف آن غم و برادر مادر خال است يعنى :تا خال ترا به رخ قرين است * قلبم ز فراق او غمين استرضا قليخان هدايت در مدارج البلاغة در بيان تصحيف گويد كه اين صنعت چنان است كه در نظم يا نثر الفاظى استعمال كنند كه چون الفاظ را صورت نگاهدارند ، اما نقط و حركات را تغيير دهند ثنا و آفرين ، هجا و نفرين شود . بيتمن كور ترا سازم اى خواجه به تير * من گور ترا سازم اى خواجه به تيزشيخ سعدى توشه خواسته و گفته است :به تصحيف گفتم مرا بوسه دهانورىپند احرار دامنت نگرفت * اى به تصحيف تا قيامت حريعنى : خر . گرگانى در ابدع البدايع آورده كه : مردى را ديدند گريان ، از سبب پرسيدند ، گفت : امروز با كنيزكان قدرى دوغ خورده‌ام ، ؛ از آن پس قرآن تلاوت كردم تا اين آيه كه فاعتزلوا النساء فى الملكن سمعت انه خيض ( بخاء ) و نيز مردى از قرآن تفأل نمود به خواهش زنى كه حسن نام پسرش به سفر رفته و خبر وى نرسيده بود ، اتفاقاً اين آيه بر آمد : « طوبى لهم و حسن مآب » آن مرد به تصحيف خواند كه حسن مات زن بيچاره به مرگ فرزند ماتم زده شد و ديگرى گفته كه پيغمبر عسل را در روز آدينه دوست همى داشت ، معلوم شد غسل را تصحيف كرده .
خزائن ( فارسى ) — صفحة 201 | حسن حسن زاده آملى / المحقق النراقي