تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 777

مساهمون:

ص٧٧٧
آن‌ها نيز يافته نشد . و همين يكى از مطاعن عثمان گرديد ، در صورتى كه او هيچ گناه نداشت ، الزّوج طعن ، و الزّوجة نخرت ، و الابل نفرت ، فما ذنبه ؟ شوهر نيزه زد ، زن نخير كشيد ، شتر فرار كرد ، عثمان را چه گناه ؟ ( جمهرة الأمثال ، ج 1 ص 461 ؛ مجمع الأمثال ، ج 1 ص 387 ؛ تذكرة الخواتين ، ص 85 ) . حبيب اللّه كاشانى . حبيب اللّه بن على مدد شريف ساوجى كاشانى صاحب رياض الحكايات . از شاگردان ملّا هادى سبزوارى و فقيه مجتهد و متوفاى 1340 هجرى قمرى و مدفون در كاشان . ( مؤلفين كتب چاپى ، ج 2 ص 487 ) . حجّاج بن يوسف ثقفى . ابو محمد ، امير لشكر و داهى و سفّاك و خطيب . ولادت و رشدش در طائف حجاز است . به اتفاق همهء مورّخان از سفّاكان بنام تاريخ است . در سن 53 سالگى به سبب بيمارى آكله كه در شكمش افتاده بود به سال 95 ه ، در واسط درگذشت و همان‌جا مدفون شد . بعدها بر گورش آب بستند و نابودند كردند . ( اعلام ، ج 2 ص 168 ) . حسن بصرى . حسن بن يسار بصرى ، ابو سعيد ، از تابعان و امام اهل بصره و دانشمند امت اسلامى در عصرش . عالم و فقيه و فصيح و شجاع و زاهد بود . در مدينه دنيا آمد و در كنف علىّ بن ابى طالب بزرگ شد . مدتى در زمان معاويه كاتب ربيع بن زياد والى خراسان بود . ساكن بصره بود و هيبتى در دل‌ها داشت و بر فرمانروايان داخل مىشد و آنان را امر به معروف و نهى از منكر مىكرد و در بيان حقايق ترسى از سرزنش نداشت . پدرش از اهل ميسان بود و از موالى يكى از انصار . غزّالى گفته است : كلام حسن بصرى شبيه كلام انبياء بود ، و در هدايت كردن مانند يكى از صحابه . در غايت فصاحت و از كلماتش حكمت مىباريد . او را با حجّاج بن يوسف مواقفى است . چون عمر بن عبد العزيز خليفه شد ، به او نوشت : من گرفتار امر خلافت شده‌ام ، چه كسانى را سراغ دارى كه مرا كمك كنند ؟ جواب داد : اما ابناى دنيا ، تو آن‌ها را نمىخواهى ، و اما ابناى آخرت ، آن‌ها تو را نمىخواهند . پس ، از خدا كمك بخواه . حكايات او زياد است و او را در كتاب‌ها سخنان بسيار است . در بصره به سال 110 ه ، وفات يافت . ( اعلام ، ج 2 ص 226 ) . حمّاد عجرد . ابو عمرو حمّاد بن عمرو معروف به عجرد . شاعر و از موالى و از اهل كوفه