تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 774

مساهمون:

ص٧٧٤
اخفش گفته است : عالم‌تر از اصمعى در شعر نديده‌ام . ابو طيّب لغوى گفته است : اصمعى استوارترين مردم در لغت و عالم‌ترين ايشان در شعر و حاضر الذّهن‌ترين مردم بود . و خود اصمعى گفته است : ده هزار ارجوزه حفظ دارم . آثار او بسيار است . در سال 216 ه ، درگذشت . ( اعلام ، ج 4 ص 162 ) . اعمش . سليمان بن مهران اسدى ، ابو محمد ، ملقب به اعمش ، از موالى و تابعى مشهور . اصلش از بلاد رى است و منشأ و وفاتش به كوفه . عالم به قرآن و حديث و فرائض بود . حدود 1300 حديث از او روايت شده است . ذهبى گفته است : در علم نافع و عمل صالح پيشوا بود . سخاوى گفته است ، گفته‌اند : با شدت حاجت و فقرش ، در مجلس او كوچك‌تر از سلاطين و ملوك و اغنيا كس ديگر ديده نمىشد . به سال 148 ه ، درگذشت . ( اعلام ، ج 3 ص 135 ) . بشّار . بشّارين برد طخارستانى ، ابو معاذ ، از موالى ( بندگان ) . اشعر شعراى مولّدين على الاطلاق . اصلش از طخارستان ( غرب رودخانه جيحون ) بود . نسبتش به زنى عقيلى مىرسد كه گفته‌اند وى او را از بند بندگى آزاد كرد . چشمانش كور بود و متّهم به زندقه و زير تازيانه جان داد و در بصره دفن گرديد . وى اشعار بسيار در ذمّ عرب و تفاخر به نژاد ايرانى خويش دارد . به سال 167 ه ، كشته شد . ( اعلام ، ج 2 ص 52 ) . بشر حافى . بشر بن حارث مروزى ، ابو نصر ، معروف به حافى ( پابرهنه ) . از كبار صالحان . او را در زهد و ورع اخبارى است ، و از ثقات رجال حديث است . از اهل مرو بود و ساكن بغداد و به سال 227 ه ، در همان‌جا درگذشت . ( اعلام ، ج 2 ص 54 ) . بكّار بن عبد الملك . بن مروان ، از امرا و احمقان كه حكايت‌هايى از احمقى او در كتب ادب عرب آمده است . بنان . بنان طفيلى ، عبد الله بن عثمان . اصلش از مرو بود و ساكن بغداد . ( نثر الدّر ، ج 2 ص 234 ؛ نهاية الأرب ، ج 3 ص 329 ) . بهلول . بهلول بن عمرو صيرفى ، ابو وهيب ، از عقلاى مجانين . او را اخبار و نوادر و اشعارى است . در كوفه به دنيا آمد و آن‌جا بزرگ شد . رشيد و ديگر خلفاء او را براى شنيدن كلامش فرامىخواندند . وى در كوفه ادب آموخت و بعد به صورت مجانين درآمد . حدود سال 190 ه ، درگذشت . ( اعلام ، ج 2 ص 77 ) . بهلول شيعى بود .