زشت تو نگاه كنم .
مصادر :
صفىّ كاشفى ، لطائف الطّوائف ، ص 337 و 317 .
مآخذ :
نظير حكايت متن ، در حصرى ، جمع الجواهر ، ص 165 ، چنين آمده است : « ابو نواس تازه از بيمارى برخاسته بود و رنگش زرد بود كه با عثمان بن حفص ثقفى كه كريه منظر بود برخورد . عثمان پرسيد : اى ابو نواس چرا رنگت زرد است ؟ گفت : تو را ديدم به ياد گناهانم افتادم ، ترسيدم خداوند مرا مثل تو مسخ به بوزينه كند » .
حكايت اخير در جامى ، بهارستان ، ص 79 ، ذيل فرزدق و فاضلى كه صورتى قبيح داشت آمده است .
حكايت مطابق متن ، در آبى ، نثر الدّرّ ، ج 4 ص 256 ، ذيل : مردى بود زشت صورت ، آمده است .
رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 218 .
ابو نواس
749 شرمندگى جوحى
جوحى گفته است كه : هرگز آن انفعال نكشيدم كه وقتى پيش نقّاشى كشيدم . و آنچنان بود كه روزى زنى آمد و مرا گفت : اى جوحى به تو حاجتى دارم .
گفتم : كدام است ؟ گفت : آنكه تا سر بازار همراه من بيايى و بر من منّتى ثابت