چون ابرى برآيد ، من گويم باران خواهد كرد و مادرم گويد نخواهد كرد ، البته يا آن شود كه من گويم يا آن شود كه او گويد .
مصادر :
صفىّ كاشفى ، لطائف الطّوائف ، ص 328 .
747 سبقت جوحى
از جوحى پرسيدند كه : هرگز در هيچ كارى بر قومى سبقت كردهاى ؟ گفت :
هميشه بر اهل محلّهء خود سابقم در بيرون آمدن از مسجد ؛ زيرا كه من هميشه متأخّر ايشانم در درون شدن به مسجد .
مصادر :
صفىّ كاشفى ، لطائف الطّوائف ، ص 328 .
مآخذ :
جزايرى ، ترجمهء زهر الرّبيع ، ص 196 : « ابو حارث را گفتند : بر اين ماديان لاغر كه سوار مىشوى هرگز شده است كه از همراهان مقدّم بشوى و پيش به روى ؟ گفت : بلى . يكبار با قافله مىرفتم ، راهى تنگ در پيشآمد ، چون خواستند كه برگردند و من از همه مؤخّرتر بودم ، پيش افتادم و برگشتم » .
علمى ، دخونامه ، ص 142 .
748 جوحى بدشكل
جوحى به غايت قبيح الوجه بوده . حكايت كرده كه روزى بر سر بازار ايستاده بودم . زنى پيشآمد و در روى من نگريست . چون نظر كردن وى از حدّ گذشت ، گفتم اى زن ! چه قصد دارى كه چشم در روى من دوختهاى و چنين تيز تيز مىنگرى ؟ گفت : چشم من گناهى عظيم كرده بود ، خواستم كه او را عذاب كنم به چيزى كه بدتر از آن نباشد ، هيچ عذاب سختتر از آن نديدم كه بر روى