پسنديد و شيفتهء نادرههاى من شد . آنگاه برفت . طولى نكشيد كه باز آمد و دست مرا گرفت و گفت : وقتى از حلقهء تو برفتم و به حضور معتضد ايستادم ، به ياد حكايت و نادرههاى تو افتادم و خندهام گرفت . امير مؤمنان متوجه شد و رفتار مرا نپسنديد و گفت : واى بر تو ! چرا مىخندى ؟ گفتم : اى امير مؤمنان ! مردى به نام ابن مغازلى بر در است كه مىخنداند و حكايت مىگويد و از اعرابى و ترك و مكّى و نجدى و نبطى و زنگى و سندى و خادم حكايتها دارد و با نادرهها مىآميزد كه عزادار را مىخنداند و مردم حليم را بچه مىكند . و گفته است كه تو را پيش او ببرم ، اما نصف جايزهء تو مال من است . من كه طمع جايزهء خوب داشتم ، گفتم : من فقير و عيالمندم و خدا تو را رسانيده است ، چه شود اگر كمتر مثلا يك ششم يا يك چهارم جايزه را بگيرى ، و او به كمتر از نصف راضى نشد . من نيز به نصف قانع شدم . دست مرا گرفت و پيش معتضد برد . سلام كردم و در جايى كه به من نشان دادند ايستادم . جواب سلام مرا داد . داشت در نامهاى مىنگريست . همينكه بيشتر نامه را از نظر گذرانيد ، آن را تا كرد و سر برداشت و گفت : ابن مغازلى تويى ؟ گفتم : بله اى امير مؤمنان ! گفت : شنيدهام حكايت مىگويى ، مىخندانى و حكايتهاى عجيب و نادرههاى ظريف نقل مىكنى ؟ گفتم : بله اى امير مؤمنان ! احتياج وسيله به وجود مىآورد . مردم را با اين حكايتها جمع مىكنم و قلوبشان را جلب مىكنم و با چيزى كه از آنها مىگيرم زندگى مىكنم . گفت :
هرچه دارى بيار و هنر خودت را نشان بده . اگر مرا خنداندى پانصد درم به تو جايزه مىدهم ، اما اگر نخنديدم چه مىدهى ؟ گفتم : اى بدبختى ! من جز پشت گردنم چيزى ندارم ، هرقدر مىخواهى به آن بزن . گفت : درست گفتى . اگر خنديدم ، آنچه گفتم مال تو است ، اما اگر نخنديدم ، ده بار با اين كيسهء چرمى به پشت گردن تو مىزنم . در دلم گفتم : پادشاهى است و با چيز سبكى مىزند . آنگاه نگريستم و كيسهء چرمى نرمى در گوشهء اتاق بود . در دلم گفتم : گمان من درست بود . كيسهء چرمى كه پر از باد است چه تأثير دارد ، اگر او را خندانيدم فايده مىبرم ، و اگر نخندانيدم ، ده پشت گردنى با كيسهء پر از باد آسان است . آنگاه نادره و حكايت آغاز كردم ، و هر حكايتى كه از اعرابى و نحوى و مخنّث و قاضى و زطّى و نبطى و سندى و زنگى و غلام و ترك و ولگرد و عيّار به خاطر داشتم نقل كردم تا هرچه مىدانستم تمام شد و سرم تركيد و خاموشى گرفتم
جوحى ( فارسى ) — صفحة 694
مساهمون: احمد مجاهد
ص٦٩٤