مىكنى به شرط اينكه ملاحظهء همسايگى مرا بنمايى .
مصادر :
رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 222 .
مآخذ :
جزايرى ، ترجمهء زهر الرّبيع ، ص 25 : « مردى فقير برهنه بود . شخصى او را تسلّى مىداد و مىگفت : اى برادر ! در احاديث وارد است كه كسانى كه در دنيا برهنهاند ، در آخرت از جمله پوشيدگاناند . مرد برهنه گفت : اگر حديث صحيح است ، پس من در قيامت بزّاز خواهم بود » .
711 كلاه خدا
عمامهء ملّا كثيف بود . جلو در خانه سر برهنه ايستاده فكر مىكرد كه اگر خدا عمامهء تمييزى براى او مىرساند بسيار مناسب بود . اتفاقا كنّاسى كلاه كهنهاى از نجاسات بيرون آورده بود در نزديكى او به هوا انداخته و روى سر ملّا پايين آمد . ملّا كلاه را برداشته رو به جانب آسمان كرده گفت : خدايا ! اين كلاهى را كه براى من فرستادى خوب بود سر جبرئيلت مىگذاشتى .
مصادر :
رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 223 .
مآخذ :
جزايرى ، ترجمهء زهر الرّبيع ، ص 30 : « گويند كه ابن راوندى سر برهنه به زير ديوارى نشسته بود . گفت : خداوندا كلاهى برسان تا سر خود را به آن بپوشم . اتفاقا كنّاسى بيت الخلا را پاك مىكرد . كلاه كهنهاى در ميان نجاسات ديد . برداشت كه بيرون بيندازد ، چون بينداخت ، بر سر ابن راوندى فرود آمد . ابن راوندى آن را برداشت به طرف آسمان انداخت و گفت : خدايا ! اين كلاه را بر سر شيطان بگذار كه سر برهنه است » .
ملّا حبيب اللّه كاشانى ، رياض الحكايات ، ص 68 : « ديوانهء سر برهنهاى از جايى