گرسنگى و تشنگى و ضعف سازى . بر من لعنت اگر به سفر خود را از تو نرهانم .
مصادر :
رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 222 .
مآخذ :
نوادر قزوينى ، ص 347 : « با مردى گفتند : هلال را نمىبينى ؟ گفت : ببينم كه چه ! محلّ دين است و نزديك كنندهء وقتش و مؤذّن به گرسنگى » .
آبى ، نثر الدّرّ ، ج 3 ، ص 257 ، مطابق نقل نوادر قزوينى از جمّاز آمده است .
جزايرى ، ترجمهء زهر الرّبيع ، ص 41 : « يكى از مردم حجاز در شب اول ماه رمضان ماه را ديد . به او گفت : باز آمدى و مردم را به تعب انداختى . اگر دفع شرّ تو از خود به سفر رفتن نكنم ، خدا مرا مرگ دهد » .
ايضا ، همانجا ، ص 94 : « عربى را گفتند : اى مرد ماه رمضان آمد . عرب گفت : به خدا قسم كه به سفر كردن از او خلاص مىشوم » .
706 زمستان
به ملّا گفتند : زمستان امسال خيلى سرد مىشود ، شما چه تهيه ديدهايد ؟ گفت :
لرزيدن و دكيدن .
مصادر :
رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 222 .
مآخذ :
راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 4 ص 552 : « اعرابىيى را گفتند : براى سرما چه تهيه ديدهاى ؟ گفت : شدّت لرزيدن ، و دست و پا را جمع كردن و چمباتمه زدن ، و تباه شدن معده » .