از ملّا پرسيدند : براى غذا خوردن چه وقتى مناسب است ؟ گفت : براى دارا هميشه ، و براى بىچيز و ندار وقتى كه وسائلش فراهم شود .
مصادر :
رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 222 .
مآخذ :
آبى ، نثر الدّرّ ، ج 7 ص 402 ؛ صفىّ كاشفى ، لطائف الطّوائف ، ص 198 ؛ راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 2 ص 631 ؛ نوادر قزوينى ، ص 157 : « طبيبى را پرسيدند : چه وقت براى خوردن خوب است ؟ گفت : توانگر آن وقتى كه گرسنه گردد ، و فقير آن وقت كه بيابد » .
708 عيادتكنندهء ثقيل
ملّا بيمار بود . شخص پرچانهاى به عيادتش آمد . ملّا هرچه در وسط حرفش حرف آورد ، تأثير نكرد . پس شروع كرد به ناله كردن . آن شخص پرسيد : چرا به ناله افتاديد ؟ ملّا گفت : از نشستن زياد و پرگويى سركار .
مصادر :
رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 222 .
مآخذ :
محاضرات الأدباء ، ج 2 ص 439 ؛ نوادر قزوينى ، ص 110 : « ثقيلى به ديدن مريضى رفت و دير بنشست . پس با مريض گفت : از چه آزار دارى ؟ گفت : از نشستن تو پيش من » .
مجد خوافى ، روضهء خلد ، ص 251 : « آوردهاند كه حكيمى رنجور شد . جمعى به عيادت وى آمدند و دير بنشستند . حكيم ملول شد . يكى از آن ميان گفت : ما را نصيحتى كن . گفت : به عيادت كه رويد دير منشينيد .
شعر
اگرچه هست عيادت ز راه دين سنّت * ولى عذاب كسان نيست از مسلمانى