2 / 32 : منزّهى تو ، ما را دانشى نيست ) » .
در كتاب اندرزهاى بزرگمهر آمده است : « زنى پيش بوذر جمهر آمد و از او مسألهاى پرسيد . بوذر جمهر گفت : نمىدانم . زن در جواب گفت : از پادشاه اين همه پول و انعام مىگيرى و جواب مسئله مرا نمىدانى ! بوذر جمهر جواب داد : اى زن ! پادشاه آنچه به من مىدهد در مقابل آن چيزى است كه من مىدانم ، و اگر در مقابل آنچه نمىدانم به من چيزى مىداد ، خزائن پادشاه وفا نمىكرد » .
همچنين ، نگا : حكايت 477 ، 685 .
696 روزى به دانايى نيست
ملّا بر منبر مىگفت : خدا به موسى وحى فرستاد كه : مىدانى چرا رزق احمقان را وسيع گردانيدم ؟ موسى عرض كرد : نمىدانم . حق - تعالى - فرمود : تا آنكه صاحبان عقل بدانند كه روزى به دانايى و تدبير به دست نمىآيد .
مصادر :
رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 219 .
مآخذ :
جزايرى ، ترجمهء زهر الرّبيع ، ص 74 ؛ ملّا حبيب اللّه كاشانى ، رياض الحكايات ، ص 92 ، مطابق متن .
راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 2 ص 508 ؛ نوادر قزوينى ، ص 130 : « گفتهاند : خداى - عزّ و جلّ - موكّل ساخت محرومى را با عقل و تدبير ؛ و روزى را با جهل و تقصير ، تا بندگان بدانند امر روزى در چنگ ايشان نيست » .
697 رفتن به مبال
ملّا روزى خواست به مبال داخل شود ؛ تنحنح كرد ؛ جوابى نشيند . پس از معطّلى زياد متغيّرانه داخل شده كسى را نديد . گفت : عجب ! تو كه اينجا