نماييم كرده ، اگر مىخواستم به قدر جهلم بالا روم ، منبر به آسمان مىرسيد .
مصادر :
رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 215 .
مآخذ :
جزايرى ، ترجمهء زهر الرّبيع ، ص 5 : « ابو بكر را در حالى كه بالاى منبر بود ، از او مسئله پرسيدند . گفت : نمىدانم . به او گفتند : منبر جاى جاهلان نيست . ابو بكر گفت : به درستى كه بالا رفتهام به قدر علم خود ، و اگر به قدر جهل خود بلند مىشدم ، هر آينه به آسمان مىرسيدم » .
همچنين ، نگا : حكايت 477 و 695 .
686 ملّا و ضارط
ملّا در اثناى سفر شخصى را ديد كه لباس فاخر پوشيده و چند نفر اطراف او راه رفته مىخندند . پرسيد : اين شخص چه كاره است ؟ گفتند : مسخرهاى است كه به واسطهء ضرطه معروف و ثروتمند گرديده . ملّا گفت : قيمت دنيا و سرمايهاى كه سزاوار تحصيل آن است ، متاع اين شخص است .
مصادر :
رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 216 .
مآخذ :
نوادر قزوينى ، ص 274 : « گويند حسن بصرى شخصى ديد در زىّ نيكو . گفت : اين چه كس است ؟ گفتند : اين ضارط است و به اين فضيلت مال اندوزد . گفت : هيچكس دنيا را به چيزى لايقتر از اين نجست » .