كه به اين تفأول تو به روى و دير بمانى ، اما اين قطعه چوب عود است ، آن را بستان و نگاهدار كه عود از عود نشان مىدهد و أرجو أن تعود ، و اميدوارم كه به اين تفأول زود بيايى » .
665 ملّا و آش سرد
از ملّا پرسيدند : به عربى آش سرد شده را چه مىگويند ؟ ملّا نمىدانست .
گفت : عربها هيچ وقت آش را نمىگذارند سرد شود .
مصادر :
رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 166 .
مآخذ :
لطائف عبيد زاكانى ، حكايات عربى ، حكايت 56 : « با اعرابىيى گفتند : شراب گرم را چه ناميد ؟ گفت : شراب گرم . گفتند : چون سرد شود ، چه خوانيد ؟ گفت : ما نمىگذاريم سرد شود » .
آبى ، نثر الدّرّ ، ج 6 ص 493 ؛ ابن قتيبه ، عيون الأخبار ، ج 3 ص 227 : « با اعرابىيى گفتند : شورباى گرم را چه ناميد ؟ گفت : سخّين . گفت : سرد را چه ؟ گفت : نمىگذاريم سرد شود » .
سعيدى ، خندههاى قهقههيى و ممتاز الحكاية ، ج 3 ص 29 : « از ملّا نصر الدّين پرسيدند كه : گوساله را در زبان عرب چه مىگويند ؟ ملّا هرچه فكر كرد ندانست . گفت : عربها گوساله را اسم نگذارند تا اينكه گاو مىشود ، آنگاه بقر مىگويند » .
صفىّ كاشفى ، لطائف الطوائف ، ص 152 .
666 چيزى كه عوض دارد گله ندارد
همسايهء ملّا پيش او آمد و گفت : سگ شما امروز پاى عيالم را گاز گرفته زخم كرد ، بايد جبران كنيد . ملّا گفت : چيزى كه عوض دارد گله ندارد ، شما هم