تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
رفت پيش معبّرى ملّا * گفت كن حاجت مرا تو روا دوش در خواب اين‌چنين ديدم * پِشكِل اشتران بساييدم پس بورانى بكردم و خوردم * لذّتى من از آن غذا بردم داد پاسخ معبّر و گفتا * كه دو دينار گيرم اى ملّا چون گرفتم بگويمش تعبير * گفت ملّا به پشت هم تكبير كه اگر داشتمى دو دينارى * مىخريدم به وقت بيدارى ماست با اسفناجِ نورانى * مىنمودم تهيّه بورانى

632 اشتها

ملّا را به مهمانى طلبيده بودند . در مجلس از او پرسيدند : براى خوردن اشتها دارى ؟ گفت : من در دنيا فقط همين يك چيز را دارم .

مصادر :

رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 151 .

مآخذ :

عبيد زاكانى ، رسالهء دلگشا ، ص 73 : « طفيلىيى را پرسيدند كه : اشتها دارى ؟ گفت : من بىچاره در جهان همين متاع دارم » . دكتر سيد محمد دبيرسياقى ، پنجاه لطيفهء عبيد زاكانى ، لطيفهء 27 :
با طفيلى گفت آن خانه خدا * هيچ دارى بهر خوردن اشتها گفت مسكين با شتاب اندوهگين * من متاع اندر جهان دارم همين
جوحى ( فارسى ) — صفحة 599 | احمد مجاهد / احمد مجاهد