نموده پسرش را خواسته گفت : به اين الاغ بىكاره از حالا به بعد كاه و جو نده تا توبه كند بعد از اين در راه مرا دچار اين همه معطّلى و زحمت نسازد . ولى چون از طويله بيرون رفتند به پسرش گفت : راستى نكند كه خيال كنى من حقيقت گفتهام و كاه و جو الاغ را ندهى ، اين حرف را گفتم كه الاغ بترسد و زرنگ و كاركن شود . تو پس از خارج شدن من ، آهسته كاه و جوش را مثل هميشه بده .
مصادر :
رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 147 .
مآخذ :
عجائب المخلوقات زكريا قزوينى ، ص 301 : « چنين گويند كه وزير ابو سعادات از اسب خطا كرد و بفرمود تا قصيلش قطع كنند . آنگه شفاعت كردند . گفت قصيلش بدهند ، ليكن نگذاريد كه او بداند من مىدانم » .
631 ملّا و معبّر
ملّا نزد معبّرى رفته گفت : در خواب ديدم از پشكل شتر بورانى ساختهام ، تعبيرش چيست ؟ گفت : دو دينار بده تا بگويم . ملّا گفت : احمق ! اگر دو دينار داشتم ، بادمجان خريده بورانى مىساختم كه كار به پشكل نينجامد .
مصادر :
رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 150 .
مآخذ :
عبيد زاكانى ، رسالهء دلگشا ، ص 71 : « شخصى با معبّرى گفت : در خواب ديدم كه از پشك شتر بورانى مىسازم ، تعبير آن چه باشد ؟ معبّر گفت : دو تنگه بده تا تعبير آن بگويم . گفت : اگر دو تنگه داشتمى خود به بادنجان دادمى و بورانى ساختمى تا از پشك شتر نبايستمى ساخت » .
محمّد مسعود ، ملّا نصر الدّين منظوم ، ج 2 ص 5 :