يوسف سعد ، نوادر جحا ، ص 20 .
616 جحا و دزدان
زن جحا گفت : اى جحا بجنب ، من صداى دزدان را در آشپزخانه شنيدم . جحا گفت : مسألهاى نيست ، ما در اتاق خواب هستيم . زن گفت : اگر به اتاق خواب آمدند چه كنيم ؟ جحا گفت : مهم نيست ، به آشپزخانه مىرويم .
مصادر :
يوسف سعد ، نوادر جحا ، ص 20 .
617 ان شاء اللّه در موقع طلاق جبران مىكنم
در روز عروسى ، جحا فقط بيست ريال به محضردار پاداش داد . محضردار گفت : اين مبلغ جدّا كم است . جحا گفت : به اذن خدا در موقع طلاق جبران مىكنم .
مصادر :
يوسف سعد ، نوادر جحا ، ص 21 .
618 طبقهاى شكسته
جحا طبقهاى شكسته را مىخريد و به خانه مىآورد . زنش گفت : براى چه طبق شكسته مىخرى ؟ گفت : اينها را براى بچهها مىخرم و مىآورم به جاى طبقهاى سالم كه مىشكنند .
مصادر :
يوسف سعد ، نوادر جحا ، ص 22 .