تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 582

مساهمون:

ص٥٨٢
يوسف سعد ، نوادر جحا ، ص 12 .

مآخذ :

رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 166 : « ملّا در عقب جنازهء يكى از متموّلين به آواز بلند گريه مىكرد . يكى از مشايعين او را تسليت داده پرسيد : مرحوم با شما منسوب بود ؟ ملّا گفت : نه ، سبب گريهء من هم همين است كه هيچ نسبتى با او ندارم » .

606 سبع را در خانه جا گذاشتند

زن جحا متوجه شد كه دزدان وارد خانه شده‌اند . جحا را از خواب بيدار كرد . جحا گفت ، نترس ، سبعى ( درّنده‌اى ) در كنارت هست . دقايقى نگذشت كه دزدان حمله آوردند و زن جحا را ربودند و با خود بردند . در وقت خروج ؛ زن جحا گفت : توقع نداشتم كه تو به اين راحتى بگذارى دزدان مرا ببرند ! جحا گفت : مهم نيست ، سبع ( درّنده ) را در خانه جا گذاشتند .

مصادر :

يوسف سعد ، نوادر جحا ، ص 12 .

607 با پالتويت روى آن را مىپوشانيم

جحا وارد غذاخورى شد و بعد از خوردن غذا گفت : ببخشيد ! پول همراهم نيست كه پول غذا را بدهم . صاحب غذاخورى گفت : مهم نيست ، اسمت را با مبلغ بدهى بر روى ديوار بنويس تا روزى كه بدهيت را بپردازى . جحا گفت : اين يك رسوايى است كه هركس اين‌جا بيايد اسم مرا با بدهيم بر روى ديوار بخواند . صاحب غذاخورى گفت : اشكال ندارد . براى اين‌كه واردين اسم تو را بر روى ديوار نبينند ، با پالتويت روى آن را مىپوشانيم .

مصادر :

يوسف سعد ، نوادر جحا ، ص 12 .
جوحى ( فارسى ) — صفحة 582 | احمد مجاهد / احمد مجاهد