593 چهگونه بدون بال مىتوان پرواز كرد ؟
روزى از روزها بين مردم شايع شد كه جحا در روز جمعهء آينده از بالاى مناره ( گلدستهء ) مسجد كوفه پرواز مىكند . در روز موعود ، مردم از هر طرف به سوى ميدان شهر حركت كردند و جاى سوزن انداختن نبود ، و جحا هم از بالاى مناره به مسخره مردم را مىنگريست و هر لحظه دستهاى خود را باز مىكرد و حركت مىداد گويى مىخواهد پرواز كند ، و همهء چشمها متوجه جحا بود .
چون انتظار مردم طولانى شد ، جحا به نظر تمسخر به مردم نگاه كرد و گفت :
من گمان مىكردم كه تنها من در اين شهر ديوانه هستم ، اما مىبينم كه شماها از من ديوانهتريد . آخر اى عقلا ! به من بگوييد چهگونه باور كرديد كه جحا بدون داشتن بال بتواند پرواز كند ؟ سپس خواند :
و كيفَ يَصِحُّ فِى الأَذهانِ انّى * على اظهارِ مُعجزةٍ قَديرُ
و كَيفَ يُصَدِّقُ العُقَلاءُ زَعمِى * و لَستُ بِطائِرٍ انّى أَطِيرُ
و چهگونه در اذهان صحيح مىباشد كه من / بر اظهار معجزهاى توانا هستم .
و چهگونه عقلا گمان مرا تصديق مىكنند / در حالى كه پرنده نيستم ، بتوانم پرواز كنم .
مصادر :
مجموعة نوادر جحا ، بدون مؤلّف ، ص 3 ؛ / اميلين نسيب ، نوادر جحا و اشعب ، ص 23 .