تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
جروس برس ، أحلى طرائف و نوادر جحا ، ص 124 .

مآخذ :

لطائف عبيد زاكانى ، حكايات عربى ، حكايت 84 ، دربارهء مردى و زنى . آبى ، نثر الدّرّ ، ج 4 ص 304 : « مردى در شيراز با زنى ازدواج كرد . در روز پنجم ازدواج‌شان ؛ زن پسرى دنيا آورد - تا آخر حكايت » .

589 ازدواج با زن زشت

جحا ، نديده با يك زن زشت چهره‌اى ازدواج كرد ، و هروقت به او مىنگريست مغموم مىشد و به نظر مىرسيد كه او يك مرد است ، و صورتش را از او مىپوشاند . روزى زنش پشت پنجره ايستاده بود و چشمش به دختر زيبايى افتاد كه در كوچه مىگذشت . جحا را صدا كرد و گفت : بيا اين دختر زيبا را ببين . جحا آمد و دختر را ديد و بر قسمت خويش حسرت خورد . گفت : آه ، فكرى به خاطرم رسيد . زنش گفت : آن چيست ؟ جحا گفت : بيا هر دومان با آن دختر ازدواج كنيم .

مصادر :

جروس برس ، أحلى طرائف و نوادر جحا ، ص 124 .