تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
مگر نمىبينى حركت نمىكند ، گمان كردى معشوق من است ! جحا گفت : چه‌قدر اين مجسّمه زيباست ، دست سازنده‌اش درد نكند . از چه جنسى اين مجسّمه را ساخته‌اند ؟ زنش گفت : از روى ( مس ) گداختهء مجوّف . جحا سيلى محكمى به صورت مجسّمه زد كه آتش از چشمانش زبانه كشيد ، اما حركت نكرد و خواست به جحا نشان بدهد كه مجسّمه است ، گفت : رن رن رن ن ن . جحا گفت : حقيقتا او مجسّمهء رويى مجوّف است ، صداش را گوش بده !

مصادر :

جروس برس ، أحلى طرائف و نوادر جحا ، ص 89 .

مآخذ :

نظير : لطيفه‌هاى ملّا نصر الدّين ، ص 31 : « روزى زن ملّا بساط عيشى در منزل برپا كرد و سه نفر از دوستان خود را به منزل دعوت نمود و شرابى و طعامى و كبابى مهيا ساخت ، و ملّا هم از همه‌جا بىخبر نيمهء روز وارد منزل شد ديد سه نفر مرد در منزل با زنش به عيش مشغول‌اند . يكى از آن‌ها جامى شراب در دست دارد ، و ديگرى لخت و عريان نشسته است ، و سومى لباس نظامى بر تن پوشيده است . ناراحت شد و از جميلهء خود سوآل كرد : اين‌ها كيان‌اند و براى چه اين‌جا آمده‌اند ؟ زن ملّا گفت : عزيزم ناراحت مباش ! اين‌ها مهمان هستند . اين‌كه جام شراب در كف دارد عمر خيّام است ، و آن‌كه لباس نظامى پوشيده است حكيم نظامى گنجوى است ، و آن‌كه لخت است ، بابا طاهر عريان است ! ملّا گفت : پس خانم عزيز بفرماييد كه با اين وضع ، بنده هم ابو ريحان بيرونى هستم كه بايد بيرون بروم ، خداحافظ ! » .

588 خريدن لوح و قلم و دفتر

جحا با زنى ازدواج كرد و در روز پنجم ازدواج‌شان ؛ زن پسرى دنيا آورد . جحا فورا به بازار رفت و لوح و قلم و دفتر خريد . پرسيدند : اين‌ها براى چيست ؟ گفت : پسرى كه در ظرف پنج روز متولّد شود ، پس از سه روز به مدرسه مىرود .

مصادر :