تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
مىكنم تا بيفتد . ديوانه از افتادن منار ترسيد ، و بچه را به سلامت پايين آورد .

مصادر :

فرّاج ، اخبار جحا ، ص 166 .

570 اجاره دادن اتاق

در طبقهء دوم خانهء جحا يك اتاق كوچك چوبى بىسقف بود . جحا آن را جهت اجاره عرضه داشت . مردى براى گرفتن اتاق آمد ، اما ديد كه سقف ندارد . به جحا گفت : اين كه سقف ندارد ، در زمستان چه كار كنيم ؟ گفت : برگردان .

مصادر :

فرّاج ، اخبار جحا ، ص 166 .

مآخذ :

راغب ، محاضرات الأدباء ؛ ج 4 ص 600 ؛ نوادر قزوينى ، ص 390 :

« نوادرى در كرايهء خانه

شخصى خانه به كرايه مىگرفت . پرسيد : مطبخ كجاست ؟ گفت : همسايگان براى تو چيزى مىپزند بىزحمت . پرسيد : تنورى هست براى نان پختن ؟ گفت كه : همسايگان نان مىپزند تو نيز شريك مىشوى . پرسيد : بيت الخلا ؟ گفت : در بيرون خرابه‌اى است آن‌جا مىروى . پرسيد : راه بام براى خواب كجاست ؟ گفت : بيرون خانه جايى گشاده است ، آن‌جا مىخوابى . گفت : هرگاه حاجت‌هاى خانه همه در بيرون است ما هم در بيرون سر مىبريم و كرايه نمىدهيم » .

مولوى :

يك غريبى خانه مىجُست از شتاب * دوستى بردش سوى خانهء خراب گفت او اين را اگر سقفى بُدى * پهلوى من مر تو را مسكن شدى هم عِيال تو بياسودى اگر * در ميانه داشتى حجرهء دگر ور رسيدى ميهمان روزى تو را * هم بياسودى اگر بوديت جا گفت آرى پهلوى ياران خوش است * ليك اى جان در « اگر » نتوان نشست