تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
تو را راه‌نمايى كنم .

مصادر :

فرّاج ، اخبار جحا ، ص 165 .

568 با لباس به رودخانه رفتن

جحا لباسش را به درخت آويزان كرد و به رودخانه رفت تا خود را شست‌وشو دهد . دزدى آمد و لباسش را برد . جحا ناچار عريان به سوى خانه روان شد . بعد مدتى ، باز جحا براى شست‌وشو به رودخانه آمد ، اما اين‌بار با لباس به داخل نهر رفت . يكى از دوستانش او را ديد ، پرسيد : چرا با لباس به داخل رودخانه رفته‌اى ؟ گفت : لباسم تر شود اما بر تنم باشد ، بهتر است كه خشك باشد اما بر تن ديگرى .

مصادر :

فرّاج ، اخبار جحا ، ص 165 .

مآخذ :

ابن عبد ربّه ، عقد الفريد ، ج 6 ص 446 : « در مدينه نابينايى بود به نام ابا عبد اللّه . روزى با لباس داخل چشمه‌اى شد كه خود را بشويد . گفتند : لباست را تر كردى . گفت : لباسم تر باشد اما بر تنم باشد بهتر است از اينكه خشك باشد امّا بر تن ديگرى باشد » .

569 ارّه كردن منار

ديوانه‌اى كودكى را ربود و با خود به مناره ( گلدستهء ) بلندى برد ، و مردم دنبال او بودند كه كودك را نجات دهند . ديوانه گفت : اگر مرا تعقيب كنيد ، كودك را از بالاى مناره به زير مىاندازم ، و مردم به ناچار از تعقيب او دست كشيدند . در اين هنگام جحا رسيد و او را از قضيه خبر دادند . رفت ارّه‌اى آورد و به ديوانه گفت : اگر بچه را رها نكنى كه سالم به پايين بيايد ، با اين ارّه منار را از بيخ ارّه
جوحى ( فارسى ) — صفحة 544 | احمد مجاهد / احمد مجاهد