آنكه غلط گفته ، گفت : « قوف » . باز سرفه كرد . گفت : « قيف » . باز سرفه كرد . گفت : غير اين سه قرائت ديگر نمىدانم » .
سعيدى ، خندههاى قهقههيى و ممتاز الحكاية ، ج 1 ص 33 .
555 شام شب را كى تضمين مىكند ؟
جحا با يكى از امرا غذا مىخورد . بعد از صرف غذا ، امير پرسيد : غذا چهگونه بود ؟ گفت : بد بود . امير گفت : اگر بد بود ، قى كن و بيرون بيار . جحا گفت : شام شب مرا كى تضمين مىكند ؟ امير خنديد و از او گذشت كرد .
مصادر :
فرّاج ، اخبار جحا ، ص 80 .
مآخذ :
اين حكايت ، در نويرى ، نهاية الأرب ، ج 4 ص 241 و ابن قتيبه ، عيون الأخبار ، ج 3 ص 77 و آبى ، نثر الدّرّ ، ج 3 ص 232 ، دربارهء مزبّد مدينى آمده است ؛ و در راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 4 ص 720 ، به نام اعرابىيى .
عبيد زاكانى ، رسالهء دلگشا ، ص 94 : « وقتى مزبّد را بگرفتند به تهمت آنكه شراب خورده است . از دهن او بوى شراب نيافتند . گفتند : قى كن . گفت : آنگاه طعام شبانه را كه ضمانت مىكند ؟ » .
556 از وقتى كه طاس بود مال اوست
قابلمهاى ( كماجدانى ) از همسايهء جحا به سرقت رفت و آن را در دست يكى ديدند . قاضى جحا را به عنوان شاهد احضار كرد و از او پرسيد : آيا اين قابلمه از همسايه توست ؟ جحا گفت : آرى ، از وقتى كه طاس بود و بعد بزرگ شد مال اين همسايه است .