خانه براى گرفتن اجاره آمد ، جحا گفت : اين سقف را درست كن كه زياد صدا مىدهد . گفت : خطرى نيست ، تيرها دارند تسبيح خدا را مىگويند . جحا گفت :
مىترسم از شدت خوف سجده كنند .
مصادر :
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 249 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 121 .
مآخذ :
عبيد زاكانى ، رسالهء دلگشا ، ص 295 : « شخصى خانه به كرايه گرفته بود . چوبهاى سقفش بسيار صدا مىكرد . به خداوند خانه از بهر مرمّت آن سخن بگشاد . پاسخ داد كه : چوبهاى سقف ذكر خداوند مىكنند . گفت : نيك است اما مىترسم اين ذكر منجر به سجده شود . »
ابن جوزى ، الأذكيا ، ص 125 ؛ ابن جوزى ، اخبار الظّرّاف ، ص 204 ، دربارهء مردى .
ابشيهى ، المستطرف ، ج 2 ص 299 : فقيهى خانهاى به اجاره گرفته بود . . .
آبى ، نثر الدّرّ ، ج 2 ص 226 ؛ الأماسى ، روض الأخيار ، ص 118 .
529 خلاص شدن جحا از ديدار كنندگان
جحا جهت وعظ به دهى رفت . طبق مرسوم ، بعد از ورود جحا ، دهاتىها يكى يكى مىآمدند و از احوال جحا و زن و فرزندان و متعلّقات او سوآل مىكردند ، و جحا از اين مسئله ملول شد . شب كه شد ، جحا جواب سوآلات دهاتىها را در ورقهاى نوشت و براى روز بعد آماده كرد . فردا كه دهاتىها براى احوالپرسى آمدند ، جحا جواب آنها را براىشان خواند و خود را از جواب تكتك آنها خلاص كرد .
مصادر :
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 250 .