تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥

526 جحا و كوران

كورى چند در قهوه‌خانه‌اى نشسته بودند . جحا بر آن‌ها گذشت و كيسهء پول را بيرون آورد و حركت داد به‌طورى كه صداى درهم‌ها شنيده مىشد ، پس به آن‌ها گفت : اين درهم‌ها را بگيريد و بين خود قسمت كنيد ، اما در واقع چيزى به آن‌ها نداد ، و در كنارى نشست . كوران به خيال اين‌كه جحا به بعضى پول داد ، به همديگر مىگفتند : سهم من را بده ، حق مرا بده ، و هركدام خيال مىكرد كه آن ديگرى سهم او را برداشته . پس بين‌شان نزاع درگرفت و با چوب و عصاهاشان به جان يك‌ديگر افتادند و به هم ناسزا مىگفتند ، و جحا هم به كنارى نشسته و از خنده غش مىرفت .

مصادر :

حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 248 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 117 .

مآخذ :

مجد خوافى ، روضهء خلد ، ص 252 : « آورده‌اند كه در بصره سه كور بودند بىنوا و عور .