كرد و به دهرى نگريست . سپس خط ديگر كشيد و دايره را به چهار قسمت كرد و با دست و اشاره سه قسمت را براى خودش برداشت و يك سهم براى دهرى باقى گذاشت ، و ايستاد و دستش را به پشتش گذاشت . دهرى جحا را تحسين كرد و اقرار نمود كه جحا منظور او را فهميده است . بعدا دهرى پشت دستش را بر زمين گذاشت و هفتبار انگشتانش را به طرف هوا گرفت . جحا عكس اين حالت را انجام داد ، يعنى انگشتانش را به طرف زمين گرفت و پشت دستش را به هوا كرد . دهرى پذيرفت كه جحا جواب درست داد . سپس دهرى انگشتان خود را بر روى زمين گذاشت و به تقليد حيوانات راه رفت و اشاره به شكمش كرد گويى چيزى از شكم او خارج مىشود . جحا هم از جيبش تخممرغى بيرون آورد و دستهاش را حركت داد گويى كه او يك پرنده است . دهرى از جوابهاى جحا خيلى تعجب كرد . آمد جلو و دست جحا را بوسيد و به تيمور و علماى شهر تبريك گفت كه چنين علّامهء نادر الوجودى در ميان آنهاست . در اين وقت ، سير هدايا بود كه به سوى جحا روان شد ، از تيمور گرفته تا ديگر اعيان و اشراف دولت و علما . بعد از خاتمهء مجلس ، تيمور از دهرى از معنى
جوحى ( فارسى ) — صفحة 456
مساهمون: احمد مجاهد
ص٤٥٦