تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
عروسى را پىجويى مىكرد و دنبال كاروان‌هاى عروسى راه مىافتاد و بدون اين‌كه دعوت شود وارد خانه‌ها مىشد . او نخستين كسى است كه چنين كارى كرد ، و از اين روى طفيلىها به دو منسوب‌اند . و مىگفت : دلم مىخواهد كه كوفه به صورت بركه‌اى ساروجى مىبود تا هيچ بزم عروسى از چشم من پنهان نماند . وقتى از وى پرسيدند كه : گرامىترين چوب‌ها كدام‌اند ؟ گفت : عصاى موسى و منبر پيامبر خدا و تخت و خوان عروسى » .

471 اين همان چيزى است كه مىخواستى

جحا سوار بر الاغش از صحرا به خانه مىآمد كه الاغ در بين راه بنا بر عادت دائما مىايستاد و سرگين ( پهن ) حيوانات را بو مىكشيد . جحا چون چنين ديد ، از الاغ پياده شد و مقدار زيادى سرگين جمع كرد و در توبره ريخت و به گردن الاغ انداخت . الاغ از سنگينى توبره ناراحت شده بود و سعى مىكرد كه توبره را از گردنش بيفكند . جحا گفت ، چه تقلا مىكنى ، اين همان چيزى است كه دائم بو مىكشيدى و مىخواستى .