ص 145 .
مآخذ :
خطيب بغدادى ، التّطفيل ، ص 59 ؛ ابن جوزى ، الأذكياء ، ص 189 ؛ ابن عبد ربّه ، العقد الفريد ، ج 6 ص 206 : « طفيلىيى به مجلس عروسى آمد . راهش ندادند . طفيلى مىدانست كه عروس را برادرى است و غايب است . رفت يك ورق كاغذ گرفت و در پاكت گذاشت و در پشت آن نوشت : از برادر به عروس . آمد دم در و گفت : من از برادر عروس نامه آوردهام . راهش دادند . چون درآمد ، نامه را به صاحبخانه داد . هرچه نگاه كردند اسم كسى را بر پشت نامه نديدند . گفتند : ما چنين عنوانى نمىشناسيم ، اسم كسى در پشت نامه نيست . گفت : عجيبتر از اين داخل نامه است كه حرفى در آن نوشته نيست ، چون نويسنده عجله داشت . خنديدند و دانستند كه طفيلى است و حيله كرده است . نشاندنش » .
ثعالبى ، ثمار القلوب ، ص 108 : « طفيل العرائس - گفتهاند او مردى از قبيلهء غطفان بود ، و بعضى گفتهاند او از غلامان عثمان بن عفّان - رض - بوده . او همواره مجالس