تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 139 .

443 چاه باژگونه

جحا همراه يكى از دوستانش جهت تحصيل به شهرى رفتند . رفيقش منارهء بلند شهر را ديد كه قبلا چنين مناره‌اى نديده بود . از جحا پرسيد : اين مناره‌ها چيست و چه‌گونه بنا كرده‌اند ؟ جحا پاسخ داد : اين‌ها چاه‌هايى است كه باژگونه كرده‌اند .

مصادر :

حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 139 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 66 ؛ علمى ، دخونامه ، ص 1 .

مآخذ :

جزايرى ، ترجمهء زهر الرّبيع ، ص 202 ؛ آبى ، نثر الدّرّ ، ص 378 ، ذيل يكى از اهالى حمص ، همچنين در ابن جوزى ، أخبار الحمقى ، ص 171 . و نيز ، نگا : حكايت ص 493 . ملّا حبيب اللّه كاشانى ، رياض الحكايات ، ص 101 : « مطرّزى در شرح مقامات مىگويد كه : وقتى مردى از اهل حمص نظر كرد به منار مسجدى ، پس به رفيق خود كه او نيز از اهل حمص بود گفت : آن كسانى كه اين منار را ساخته‌اند بسيار بلند بوده‌اند كه منارى به اين بلندى بنا كرده‌اند . آن ديگرى گفت كه : اى جاهل ساكت باش ! هرگز كسى به بلندى اين منار نمىشود ، بل‌كه اين منار را بر روى زمين ساخته‌اند و من بعد او را برپا داشته‌اند » . راغب ، محاضرات الأدباء ، ج 4 ص 706 ؛ نوادر قزوينى ، ص 427 : « حمصى مناره ديد . در شگفت شد و گفت : بانى اين چه قامت بلند داشته است ! رفيقش گفت : اى احمق ! آدمى به اين قد هرگز يافت شود ؟ گفت : پس اين چه‌گونه ساخته‌اند ؟ گفت : بر روى زمين ساخته‌اند ، بعد از آن راست داشته‌اند » . همچنين ، همان‌جا : « علجى از ديگرى پرسيد : مناره چون بنا كنند ؟ گفت : اول چاهى