مصادر :
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 137 .
439 من به كارهاى داخل خانه علاقهاى ندارم
خانهء جحا آتش گرفت و يكى از همسايگانش خود را به جحا رساند و گفت :
چه نشستهاى ! بشتاب كه خانهات آتش گرفته و كسى هم در خانه نيست . جحا با خونسردى جواب داد : من كارهاى خانه را با زنم قسمت كردهام ، كار بيرون خانه با من است و داخل خانه با زنم . برو به زنم خبر بده كه فكرى بكند ، من به كارهاى داخل خانه علاقهاى ندارم .
مصادر :
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 138 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 65 .
440 تو با اين الاغ آهسته برو
روزى جحا همراه خرش به باغش مىرفت كه يكى از عوام الناس به او برخورد و خواست كه با جحا مزاح كند . از او پرسيد : با اين خرت به كجا مىرويد ؟ جحا فورا گفت : تو با اين الاغ آهستهآهسته رو ، من يك كارى دارم انجام بدهم ، پس از آن مىآيم جواب تو را مىدهم .
مصادر :
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 138 .