تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جوحى ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
زنندهء بول منتشر شد . جحا فهميد كه همسايه نارو زده است . به زنش گفت : او را به من واگذار . و منتظر فرصت بود و مىدانست كه همسايه شديدا به انفيه معتاد است . پس دو انفيه‌دان برگرفت كه در يكى انفيهء معمولى و در ديگرى نجاست خشك ريخت و در سر راه همسايه ايستاد و وقتى كه از دور پيدايش شد انفيه‌دان معمولى را از جيب درآورد و نزديك بينى برد و استنشاق كرد و گفت : اوخ ؛ چه انفيهء خوبى ؛ مثل عنبر است . و چون همسايه نزديك او شد ، انفيه‌دان را عوض كرد ، و انفيه‌دانى كه در آن نجاست بود به همسايه داد . همسايه وقتى نزديك بينيش برد و با نفس عميق استنشاق كرد ، دماغ و حلق و شش‌هاش پر از بوى كريح و مشمئزكننده‌اى شد و حالت تهوّع به او دست داد و نزديك بود بىهوش بيفتد . رو به جحا كرد و گفت : خدا عذابت را زياد كند ، اين چه انفيه‌اى بود ؟ جحا گفت : اين انفيه تفالهء روغن زيتون اهدايى تو بود .

مصادر :

حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 127 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 113 .
جوحى ( فارسى ) — صفحة 412 | احمد مجاهد / احمد مجاهد