كوزه را در وُثاق بُرد و نهاد * دست بر سينه پيش استاده
به حِلش داد قاضى از خامى * دل بر آن شيره سخت بنهاده
چون در كوزه برگشود بديد * كه چه كرده است مرد آزاده
كرد پيغام نزد مرد كه هان * در سِجل يك دو سهو افتاده
گفت اندر سجل نپندارم * سهو دانم ز كوزهات زاده
427 او تمام كارهاش به عكس بود
مادر زن جحا كنار رودخانه مشغول رخت شستن بود كه پايش لغزيد و به رودخانه افتاد . مردم براى نجات او فورا به رودخانه ريختند ، اما هرچه گشتند جسد را پيدا نكردند . جحا را خبر كردند . جحا آمد و به رودخانه رفت و بر خلاف جريان آب شروع به جستوجو كرد . گفتند : طبعا جريان آب جسد را با خود برده است ، تو چرا بر خلاف جريان آب جستوجو مىكنى ! گفت :
هيهات ! شما مادر زن مرا نمىشناسيد . او تمام كارهاش به عكس بود . حتما حالا هم كه به رودخانه افتاده ، بر خلاف جريان آب رفته است .
مصادر :
حكمت شريف الطّرابلسى ، نوادر جحا الكبرى ، ص 125 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 69 .